صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
65
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
و بند نهادند و به غزنه فرستادند ، و با او جماعتى از اركان دولت سلجوقى را نيز اسير كردند . اين زمان الب ارسلان از پدرش ، ملك داود بن ميكاييل ، اجازت خواست و با سپاهيانش بر آنان بتاخت . لشكر غزنه از برابرش پشت بدادند و كثيرى از بزرگان دولت سبكتكينى و مقامداران اسير شدند . سلطان فرخزاد اسيران را آزاد كرد و به امير قطب الدين اتابك كلسارغ خلعت پوشاند . پس از چندى راى سبكتكينيان و سلجوقيان بر اين قرار گرفت كه هريك به ملك خويش پادشاه بىانباز باشند و قصد آن ديگرى ننمايند ، « 1 » و شيخ ابو الفضل بيهقى صلحنامه بنوشت . سخن از درگذشت ملك جقر بك داود بن ميكاييل بن سلجوق و پادشاهى بىانباز سلطان عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان پس از چندى بيمارى در ملك داود اثر كرد و ضعفش زيادت نمود ، و او كه هفتاد سال داشت ، در صفر سال چهارصد و پنجاه و دو در سرخس جان سپرد . تابوتش را به مرو آوردند و فرزندش ، الب ارسلان ، در جايش قرار گرفت . سلطان ركن الدين طغرل پس از برادر سه سال بزيست . احوال سلطان عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق چو سلطان الب ارسلان در كار شاهى انبازى نيافت و بر تخت ملك قرار يافت ، « 2 » بال داد و سايهء گذشت و سخاوت بر سر رعايا گسترد و به همان دو نوبت خراج اصلى سالانهء ايشان قناعت كرد . او در ماه رمضان هرسال چهارهزار دينار ، هزار دينار در بلخ و هزار دينار در مرو و هزار دينار در هرات و هزار دينار در نيشابور ، و دههزار دينار در تختگاه خويش صدقه مىداد . بدگويان به دو نامه كردند و از نظام الملك وزير بد گفتند و از عوايد وى او را آگهى دادند ، و آن نامه در كنار
--> ( 1 ) . وقتى جغر بك داوود از قتل عبد الرشيد و به سلطنت رسيدن فرخزاد آگاه شد ، سپاهيانش گردآورد و رو سوى غزنه نمود و در آنجا با حاجب خرخير و سپاهيانش روبرو شد . پس از شكست او ، فرخزاد يورشى را به خراسان رهبرى كرد و سلجوقيان شكست خوردند و فرماندهشان ، كلسارغ ( اتابك الب ارسلان ) ، و بسيارى از سپاهيان او به اسارت غزنويان درآمدند . نك . به : ابن اثير 9 / 202 . ( 2 ) . سلطان الب ارسلان در ذى الحجّهء سال 455 ه بر تخت سلطنت قرار يافت .